السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

929

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

سخن ابن‌حزم درباره آن آمد ، و در بخش « حديث ثقلين » و بخش « حديث طير » به تفصيل در باره‌اش سخن گفتيم . نگاهى به حديث « رضيت لكم . . . » و امّا حديث « براى شما آن‌چه را كه ابن‌ام‌عبد پسنديد ، پسنديدم » يعنى عبداللَّه‌بن‌مسعود ، پس پاسخ در استدلال به آن ، همان پاسخ در استدلال به دو حديث پيشين است . . . جز اين كه دلالت بر فضيلتى براى ابن‌مسعود ندارد ، بلكه سخنى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در اتّفاقى كه رخداد فرموده است . حاكم نقل كرده گويد : « ما را خبر داد ابوالفضل حسن‌بن يعقوب‌بن يوسف العدل ، از محمّدبن عبدالوهّاب العبدى ، از جعفربن‌عون ، از مسعودى ، از جعفربن عمروبن حريث از پدرش كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به عبداللَّه بن‌مسعود فرمود : بخوان . گفت : من بخوانم در حالى كه بر شما نازل شده است ؟ فرمود : من دوست دارم از غير خودم آن را بشنوم . گفت : سوره‌ى نساء را آغاز كرد تا رسيد به « فكيف إذا جئنا من كلّ أمّةٍ بشهيد و جئنا بك على هؤلاء شهيداً » « 1 » پس رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم اندوهگين شد و عبداللَّه خوددارى كرد . رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم به او فرمود : سخن بگو . در آغاز سخنش خداوند را سپاس گفت و او را ستود و بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم درود فرستاد و شهادت حق را بر زبان جارى كرد و گفت : به پروردگارى خداوند و به اسلام به عنوان دين راضى شديم و براى شما راضى شدم آن‌چه خداوند و رسولش راضى شد . رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : براى شما آن‌چه را كه ابن‌ام‌عبد پسنديد ، پسنديدم . اين حديث صحيح الاسناد است ولى شيخين آن را نقل نكردند . » « 2 » از اين گذشته ، در بخش « حديث ثقلين » درباره‌ى اين حديث بحث كرده‌ايم به آن‌جا مراجعه كنيد .

--> ( 1 ) . نساء / 41 . ( 2 ) . المستدرك على الصحيحين 3 / 319 .